در این مقاله با مهارت های سوال پرسیدن ازجمله انواع اهداف پرسش؛ انواع سوالات بسته و باز و نیز با شیوهی «قیف سوال»، آشنا خواهید شد. با مجموعه آموزشی بسازیم همراه باشید.
ابتدا هدف اصلی سوال پرسیدن خود را مشخص کنید
آموختن مهارت های سوال پرسیدن ازآنرو ضروری است که انسانهای موفق با مطرح کردن پرسشهای درست به جوابهای مطلوب خود میرسند.
قدم اول در فراگرفتن مهارت های سوال پرسیدن تعیین هدف پرسش است تا با داشتن تصویری واضح از هدف پرسشمان برای آن از مناسبترین نوع مهارت های سوال پرسیدن استفاده کنیم.
در اغلب موارد، هدف از پرسش میتواند یکی از منظورهای در پی آمده باشد:
- تشویق فرد یا افراد به مشارکت در گفتگو
- جلبتوجه بیشتر مخاطب
- به فکر واداشتن طرف مقابل
- القای دیدگاهی خاص به شخص
- پی بردن به مشکل فرد مقابل
- پی بردن به نکتهای شخصی در مورد مخاطب
- شفافسازیِ ابعاد مختلف یک موضوع
- کسب اطلاعات مختلف و تحقیق
- سنجش علمی
- نشان دادن علاقهی خود به دیگری
- ایجاد رقابت
- تحمیل غیرمستقیم عقیده به مخاطب
- حفظ کردن کنترل گفتگو (چون شخص سوالکننده همیشه کنترل گفتگو را در اختیار دارد).
بخش اول مهارت های سوال پرسیدن: تعیین نوع پرسش
پس از اینکه هدف سوال خودتان را مشخص کردید؛ نوبت به تعیین نوع سوال مناسب برای رسیدن به آن هدف میرسد.
در اینجا مهمترین انواع سوال را برای شما شرح میدهیم و محور آموزشمان در مورد توضیح سازوکار سوالات باز و بسته و استفاده از شیوهی «قیف سوال» خواهد بود:
- سوالات بسته: این مورد، همراه با سوالات باز، جزو مشهورترین مهارت های سوال پرسیدن هستند.
پاسخ به سوالهای بسته در اغلب موارد با بیان یکی دو کلمه مقدور است؛ مثال: «آیا شما به اروپا سفر کردهاید؟»
چنین پرسشهایی بهسرعت میتوانند پاسخ داده شوند و ازنظر اهداف سوال پرسیدن، وقتی بهتنهایی و بدون ترکیب با سوالات باز به کار بروند؛ بیشتر، برای کسب اطلاعات و یا دانستن نکتهای تحقیقی یا علمی پرسیده میشوند. (موارد شمارهی هشت و 9 از فهرست اهداف سوال پرسیدن).
نام برخی از این نوع پرسشهای بسته «پرسش فراخوانی» نام دارد که در پاسخ به آن اطلاعاتی به یاد آورده میشوند. (پرسش فراخوانی در سوالهای باز نیز کاربرد دارد.)
توجه داشته باشید که استفادهی غلط از سوال بسته در گفتگوها میتواند موجب قطع گفتگو و خاتمهی ارتباط شود؛ لذا لازم است که هنگام اجرای هریک از اهداف گفتگو، ترکیبی از سوالات باز و بسته را به میزان موردنیاز به کار ببرید تا جریان گفتگوی شما با فرد مقابل ادامه یابد.
- سوالات باز: سوالات باز با یکی دو کلمه قابل پاسخگویی نیستند و نیاز به توضیح در مورد «چرایی»، «چگونگی» و «چیستی» یک موضوع دارند و پاسخ آنها دارای محتوای توضیحی است.
اکنون میخواهیم شیوهای را توضیح دهیم که طیِ آن با استفاده از فقط یک سوال بسته:
- بین مخاطب و خودتان حس همدلی و همفکری به وجود بیاورید
و یا:
- در صورت دریافت پاسخ منفی، بلافاصله بتوانید یک سوال باز مطرح کرده و گفتگو را ادامه دهید.
به این منظور از «سوال خبری» استفاده کنید. سوال خبری سوالی است که بهتنهایی جواب خاصی ندارد و فقط موضوعی را در قالب سوال اطلاع میدهد ولی یک شگرد بسیار مؤثر برای کسب همدلی یا به صحبت واداشتن طرف مقابل است. به مثالی کاربردی برای سوال خبری توجه فرمایید:
فرض کنیم فردی در جمع دعوتشدگان به یک مصاحبهی استخدامی حضور دارد و از یکی از حضارِ ناآشنا که در کنار او نشسته است؛ میپرسد:
«این شرکت، شرکت خیلی خوبی است، به نظرتان اینطور نیست؟»
اگر مخاطب در مقام پاسخ، حرف وی را تأیید کند، پرسشگر، اولین قدم را درست برداشته و در حقیقت تأییدیهای از طرف مقابل گرفته و راه برای طرح پرسشهای بعدی هموار شده است.
اگر به فرض، مخاطب بگوید: «نه»، فرد پرسشگر میتواند این بار بهراحتی یک پرسش باز را مطرح کند؛ مثلاً بپرسد:
«چرا این شرکت ازنظر شما چندان خوب نیست؟»
در شگردی دیگر، اگر هدف شما از سوالی که میخواهید مطرح کنید به فکر واداشتن یا القای موضوعی خاص به فرد مقابل باشد (مورد شمارهی چهار از فهرست اهداف سوال پرسیدن) میتوانید از شگرد «سوال راهبردی» استفاده کنید.
مثال برای سوال راهبردی: «جناب معمار! به نظر شما کار این ساختمان را چقدر زوتر از مهلتی که مقرر شده؛ تمام خواهند کرد؟»
در سوال فوق، پرسشگر، این فرض را بدیهی تصور کرده که کارِ بناکنندهی ساختمان، زودتر از موعد مقرر به پایان خواهد رسید و از این طریق میخواهد معمار مذکور را به فکر وادارد یا او را به سرعت عمل بیشتر متعهد کند.
«پرسش تلقینی» نیز یکی دیگر از مهارت های سوال پرسیدن است که به پرسش راهبردی شباهت دارد و منظور از آن تمرکز مخاطب بر روی بخش خاصی از یک موضوع است.
مثال برای پرسش تلقینی: «امروز اداره خوب بود؟»
لحن این سوال، مخاطب را ابتدا بر روی وقایع مثبت محل کارش در آن روز متمرکز میکند.
«پرسشهای بدیهی» نیز یکی دیگر از مهارت های سوال پرسیدن هستند که جواب خاص یا مهمی ندارند و هدف از آنها فقط درگیر کردن ذهن شنونده است.
مثال برای پرسش بدیهی: «چه کسی میل ندارد در سنین پیری ثروتمند شود؟»
چنین سوالی پاسخ دارد ولی پاسخ خاصی نیست و فقط برای تمرکز حواس مخاطب مورداستفاده قرار میگیرد.
برای ایجاد حس رقابت بین یک جمع، بخصوص در محیطهای آموزشی از شگرد «سوال رقابتی» (منطبق با مورد شمارهی 11 از فهرست اهداف سوال) استفاده کنید.
مثال برای سوال رقابتی: «چه کسی بلد است بگوید که چرا (...)؟»
گاهی میتوان با طرح سوال، فرد مقابل را در مخمصه گذاشت و حتی علیرغم میل او پاسخ مثبت از وی گرفت. آموزش این شگرد را نه به خاطر انجام آن بلکه برای اینکه از این شیوه ضربه نخورید؛ در اینجا ذکر میکنیم. (مربوط به مورد شمارهی 12 از فهرست اهداف سوال).
در این شیوه از مهارت های سوال پرسیدن ابتدا تا سه سوالِ بسته که پاسخ یککلمهای دارند و پاسخِ آنها از طرف شما حتماً مثبت خواهد بود را از قبل آماده کرده و از شما میپرسند و چون ذهن انسان در صورت دو تا سه بار تأیید پیدرپیِ سخنِ یک شخص؛ باقی مواردی را که همان شخص بگوید؛ بسیار راحتتر تأیید میکند؛ سوال تحمیلی را در آخر، چنین مطرح میکنند:
«آیا فکر نمیکنید که (فلان موضوع) در (فلان حالت) صحیح است؟»
در این هنگام فردی که قبلاً چند بار جواب مثبتِ تککلمهای به آن شخص داده بهنوعی در محظور و تنگنا قرار میگیرد و بیاختیار به سوال اصلی نیز (که در حقیقت تحمیل عقیده است و سوال نیست) پاسخ مثبت میدهد.
مهارت های سوال پرسیدن: قیف پرسش (Funnelling):
یکی از مهارت های سوال پرسیدن، «قیف پرسش» نام دارد که طیِ انجام آن ابتدا و معمولاً با سوالات بسته که جواب کوتاه دارند شروع میکنند و سپس به جزئیات وارد شده و به سوالهای باز میرسند.
این شیوه را برعکس نیز میتوان انجام داد یعنی میتوان ابتدا یک سوال باز پرسید و بعد با استفاده از سوالات بسته و بستهتر، دامنهی سوال را محدود و محدودتر کرد.
مثالی کوتاه و ساده برای قیف پرسش که از سوال بسته به سوال باز میرسد؛ چنین است:
سوال اول: چند نفر در جلسهی امتحان ریاضی حضور داشتند؟
جواب: 30 نفر
سوال دوم: چند نفر در امتحان قبول شدند؟
جواب: سه نفر!
سوال سوم: چه عواملی باعث میشود قبول شدن در درس ریاضی مشکلتر از بقیهی درسها باشد؟
در مثال فوق که یک قیف سادهی پرسش است؛ سوالات شمارهی یک و دو جزو سوالات بسته هستند؛ زیرا با یک کلمه و بهطور کوتاه به آنها پاسخ داده شده است و نیازی به توضیح ندارند، اما سوال شمارهی سه، نیاز به توضیح دارد و سوال باز محسوب میشود.
اگر شما نسبت به شخصی ارجحیت قانونی یا اجتماعی یا موقعیتیِ واضح دارید (مانند پلیس نسبت به مجرم یا رئیس نسبت به مرئوس) ابتدا سوال باز مطرح کرده و در ادامه به سوالات بسته برسید؛ اما در شرایط عادی و یا هنگام ملاقات با شخص جدید، بهتر است با سوال بسته (که سوالی بجا هم باشد) شروع کرده و در ادامه به سوالات باز برسید.
شکلهای مختلفی از قیف سوال وجود دارند. در اینجا با نمونهای از قیف سوال که بیشتر برای استفاده در مراکز مختلف تحصیلی و آموزشی مناسب است آشنا میشوید.
این قیف آموزش در زبان انگلیسی با مخفف حروف اجزای تشکیلدهندهاش تحت عنوان کلمهی LISTEN نامیده میشود.
اگر با آموزش و هر نوع کلاسی سر و کار دارید؛ میتوانید در راستای هدف تدریستان از این نوع مهارت های سوال پرسیدن الگوبرداری کنید:
- سوالهایی برای جلبتوجه و رغبت Look interested (با استفاده از سوالات باز)
- سوالهای چالشبرانگیز برای بحث Involved responses (با استفاده از سوالهای باز)
- سوالهای متمرکز بر موضوع یا هدف Stay focused/on target (با استفاده از سوالهای باز)
- سوالهای مبتنی بر آزمون میزان درک مخاطب Test understanding (با استفاده از سوالهای بسته)
- سوالهایی در مورد ارزیابی پیام منتقلشده Evaluate message (با استفاده از سوالهای بسته)
- بیطرفی احساسی نسبت به موضوع Neutralise feelings
نکتهی بسیار مهم: به هر منظوری و در هر زمینهای که بخواهید از مهارت های سوال پرسیدن استفاده کنید؛ نکتهی مهم این است که استفادهی ترکیبی و ماهرانه از سوالات بسته و باز (بهصورت توأمان) را یاد بگیرید؛ آموختن و استفاده از این نوع مهارت های سوال پرسیدنِ ترکیبی:
- باعث تداوم گفتگو با فرد مقابل میشود
- مخاطب را به سخن گفتن و پاسخ دادن کامل به سوال شما سوق میدهد
- میتواند زمینههای جدیدی برای ادامهی گفتگو و تعمیق رابطهتان با مخاطب فراهم کند. (از جواب مخاطب میتوانید مجدداً برای طرح پرسشها یا سخنان دیگر استفاده کنید.)
مرحلهی دوم مهارت های سوال پرسیدن: در این مرحله باید از خود بپرسیم: آیا سوالی که تنظیم کردهام مناسبِ پرسیده شدن از شخص یا اشخاص موردنظرم هست یا نه؟
مرحلهی سوم مهارت های سوال پرسیدن: آیا زمان و مکانی که برای مطرح کردن سوالم در نظر گرفتهام؛ زمان و مکان مناسبی است؟
مرحلهی چهارم مهارت های سوال پرسیدن: انتظار دارم چه پاسخی از طرف مقابل دریافت کنم؟
مراحل دوم تا چهارم سوال پرسیدن را در مقالههای بعدی موردبررسی قرار خواهیم داد.
در پایان بد نیست در مورد اهمیت مهارت های سوال پرسیدن، سخنی را از روزنامهنگار و نویسندهی مشهورِ انگلیسی «راجرد کیپلینگ» (Rudyard Kipling) نقل کنیم که گفته است:
«شش چیز در زندگی من هر آنچه را که بلد هستم به من یاد دادند؛ اسامی آنها: کجا؟ چه وقت؟ چه؟ چرا؟ چگونه؟ و چه کسی؟ است!
مرکز مهارت های سوال پرسیدن!