مذاکره با افراد خودشیفته در محیط کار ممکن است بسیار چالشبرانگیز باشد. این افراد با تصویر بزرگشدهای از خود، بهدنبال تحسین و تأیید دائمیاند و اغلب به نیازهای دیگران توجه نمیکنند. در نتیجه، مدیران و افراد حرفهای باید در مواجهه با چنین شخصیتهایی آماده باشند که راهبردهای خاصی را بهکار گیرند. این مقاله با بررسی دیدگاههای علمی و ارائه تکنیکهای کاربردی، به شناسایی رفتارهای افراد خودشیفته و آموزش روشهای مذاکره با افراد خودشیفته بهصورت مؤثر میپردازد.
خودشیفتگی چیست؟
در روانشناسی، خودشیفتگی (Narcissism) به معنای عشق افراطی به خود و تصویر ذهنی بزرگ از خویش است. نام این ویژگی از شخصیت نارسس در اسطورهی یونانی گرفته شده؛ مردی که به انعکاس خویش در آب عاشق شد. روانشناسان خودشیفتگی را سبکی شخصیتی خودمحور میدانند که شخص را درگیر توجه بیش از حد به نیازها و خواستههای خود میکند، بهگونهای که اغلب حقوق و احساسات دیگران را نادیده میگیرد.
این ویژگی در یک طیف قرار دارد:
از میزان معمولی و سالم خودپسندی تا نوعی اختلال شخصیتی خودشیفته که در آن، فرد کارکرد روانی یا اجتماعی خود را از دست میدهد. در DSM-5، اختلال شخصیت خودشیفته یکی از زیرگروههای اختلالات شخصیت محسوب میشود که کمتر از ۱٪ جمعیت را درگیر میکند. بهعبارت دیگر، کمی خودباوری و اعتمادبهنفس در انسان عادی است و گاهی برای موفقیت لازم است، اما وقتی این خودشیفتگی به حد افراطی برسد و باعث شود فرد اهمیت و منافع دیگران را بهطور جدی نادیده بگیرد، نشانههای ناهنجار آن بروز میکند. بررسیها نشان میدهد اکثر افراد مقادیری از ویژگیهای خودشیفتگی را دارند، اما تنها در کسانی که به شکل مرضی بروز میکند (اختلال شخصیت خودشیفته) اختلال عملکرد ایجاد میشود. شناخت این تفاوتها، اولین قدم برای یادگیری نحوه برخورد با شخصیت خودشیفته در جلسات کاری است
طبق راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-5)، برای اینکه فردی از نظر بالینی خودشیفته (NPD) محسوب شود، باید حداقل ۵ مورد از ۹ معیار زیر را داشته باشد: ۱. احساس بزرگمنشی و خوداهمیتی؛ ۲. اشتغال ذهنی با فانتزیهای موفقیت و قدرت نامحدود؛ ۳. اعتقاد به خاص و منحصربهفرد بودن؛ ۴. نیاز شدید به تحسین مفرط؛ ۵. حس حقبهجانب بودن (استحقاق)؛ ۶. بهرهکشی از دیگران در روابط بینفردی؛ ۷. فقدان همدلی؛ ۸. حسادت به دیگران یا باور به حسادت دیگران به او؛ ۹. رفتارهای متکبرانه و مغرورانه
ویژگیهای رفتاری افراد خودشیفته
افراد خودشیفته الگوهای رفتاری مشخصی دارند که شناخت آنها به هنگام مذاکره بسیار کمک میکند. از جمله ویژگیهای برجستهی این افراد میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- غرور و خودبزرگبینی: آنها خود را باارزشتر و برتر از دیگران میدانند و انتظار دارند دیگران به برتریشان احترام بگذارند. اغلب دستاوردهایشان را بیش از حد بزرگ جلوه میدهند و فکر میکنند شایستهی پاداشها و امتیازات ویژهاند.
- نیاز مداوم به تحسین: خودشیفتهها به طوری وابسته به تعریف و تحسین دیگران هستند که اگر بازخورد مثبت دریافت نکنند، روحیهشان بهسرعت تضعیف میشود. تمجید معمولی برای آنها کافی نیست و برای حفظ حس برتریشان به تحسینهای پیاپی نیاز دارند.
- حس حق به جانب: این افراد تصور میکنند بهطور خودکار سزاوار برخوردهای ویژه هستند و دیگران باید خودبهخود خواستهها و نیازهای آنها را برآورده کنند. اگر دیگران پاسخگوی انتظارات نابجای آنها نباشند، معمولاً خشمگین یا بیاحساس میشوند و ممکن است شروع به جریمه کردن طرف مقابل کنند.
- سوءاستفاده از دیگران و بیاعتنایی به همدلی: ذاتاً افراد خودشیفته فاقد درک همدلانهی کافیاند؛ آنها دیگران را ابزار پیشبرد اهداف خود میدانند. بدون احساس گناه، از همکاران یا زیردستان خود برای پیشبرد منافعشان استفاده میکنند و نسبت به تأثیر رفتارشان بر دیگران بیتفاوتاند.
- تحقیر و تهدید دیگران: هر کس را که حتی اندکی تهدیدی برای خودشان ببیند یا خود را از او برتر احساس کنند، تحقیر میکنند. به شکل مستقیم یا غیرمستقیم دیگران را کوچک میشمارند تا خود را بالاتر نشان دهند. این رفتارها شامل تمسخر، توهین و حتی هشدارهای لفظی و تهدیدآمیز است تا دیگران را باز دارند یا بهزانو درآورند.
علاوه بر این موارد، در محیط کار نشانههای دیگری نیز دیده میشود. برای مثال افراد خودشیفته معمولاً دزدیدن اعتبار موفقیتهای دیگران را در دستور کار دارند، یعنی وقتی اوضاع خوب پیش میرود، بهگونهای وانمود میکنند که همهٔ موفقیت حاصل تلاش خودشان بوده است. همچنین آنها مسئولیت شکستها را نمیپذیرند و تقصیرها را معمولاً به گردن دیگران میاندازند. این افراد دائماً توجه و تحسین همکاران را طلب میکنند؛ بنابراین در جلسات و گفتگوها تلاش میکنند مرکز توجه شوند و جریان بحث را به دست گیرند. اگر در محل کار نسبت به کسی حسادت کنند، دست به شایعهسازی و تمسخر او میزنند تا اعتبار آن فرد را زیر سوال ببرند. در مقابل انتقاد یا پیشنهاد تغییر، واکنشی شدید نشان میدهند و اغلب در مراحل اول به نظر آشتیجو و جذاب میرسند تا بهواسطهی جذابیت ظاهری، حمایت دیگران را جلب کنند؛ اما این حسن معاشرت ماندگار نیست. این الگوهای رفتاری نشان میدهند که مذاکره با چنین افرادی بدون آمادگی میتواند دشوار و پرتنش باشد. برای مثال، اگر همکار یا مدیری خودشیفته در جلسه به دنبال تحسین دائمی یا خالی کردن بار مسئولیت باشد، ممکن است گفتگو از مسیر منطقی خود خارج شود.
دو تاکتیک بسیار خطرناک که باید در مذاکره مراقب آنها باشید، عبارتند از:
۱. پدیده چراغ گاز (Gaslighting): فرد خودشیفته واقعیت را تحریف میکند یا چیزی که گفته را انکار میکند تا شما به حافظه و ادراک خود شک کنید
۲. فرافکنی (Projection): آنها نواقص و اشتباهات خود را به شما نسبت میدهند تا از احساس حقارت و شرم خود محافظت کنند.
آمادگی برای مذاکره با فرد خودشیفته
برای رسیدن به نتیجه مطلوب در مذاکره با افراد خودشیفته، باید از پیش خود را آماده کنید. طبق پژوهشها و توصیهی متخصصان، مراحل زیر میتواند کلید آمادگی باشد:
- شناسایی محرکهای شما: فهرستی از موضوعات یا جملاتی که احتمالاً فرد خودشیفته را برمیانگیزد تهیه کنید. مثلاً ممکن است اشاره به دستاوردهای گذشته یا نقد ملایم شما را به واکنش شدید وادارد. برای هر محرک یک پاسخ مناسب (یا انحراف موضوع) از پیش آماده کنید.
- آمادهکردن موضوعات امن: گفتگو را به موضوعات بیخطر و بیارتباط با حاشیهها هدایت کنید؛ موضوعاتی که علاقهمند است درباره آنها صحبت کند و شما را هم در بحث نگه دارد. برای مثال میتوانید به نتایج مثبت پروژهها یا چالشهای جاری اشاره کنید تا کنترل جلسه را حفظ نمایید.
- پیشبینی رفتارهای مخرب: حدس بزنید در طول مذاکره چه جملات یا روشهایی ممکن است برای تخریب اعتمادبهنفس شما استفاده کند (مانند انتقاد تند یا تهدید نامحسوس). پاسخ خود را بهگونهای آماده کنید که از پیش تعیینشده و منطقی باشد.
- تعیین اهداف و حد و مرز خود: قبل از ورود به جلسه، دقیقاً مشخص کنید دنبال چه نتایجی هستید و چه امتیازهایی را میتوانید واگذار کنید. حداقل نتیجهی قابل قبول (Bottom Line) خود را روشن کنید.
- حضور ذهن و اعتمادبهنفس مثبت: با خود بگویید من از عهده این مذاکره برمیآیم و اجازه ندهید ترس یا تردید در شما غالب شود. آمادگی ذهنی بالا به شما کمک میکند خونسردی خود را حفظ کنید.
- تعیین چارچوب زمانی: زمان جلسه را محدود کنید و از ابتدا این را به طرف مقابل اعلام کنید. مثلاً میتوانید ابزار زمانسنج (آلارم) را مقابل خود قرار داده و پس از پایان زمان اعلامشده، ادامه مذاکره را به جلسهی بعد موکول کنید.
- خودداری از واکنشهای احساسی: استراتژی سنگ خاکستری (Grey Rock) را در پیش بگیرید: یعنی خیلی بیاحساس و کوتاهمیان حرف بزنید. تلاش کنید واکنشهای عاطفی نشان ندهید و با صورت سرد و بیطرف جواب دهید.
- صریح و مختصر بودن: تا حد امکان از توجیههای طولانی خودداری کنید و خواستهها یا توضیحاتتان را کوتاه و واضح مطرح کنید. اگر لزومی به توضیح بیشتر نیست، مختصر سخن بگویید.
- ثبت توافقها: در طول مذاکره نکات مهم را بنویسید و پس از جلسه، مفاد توافق را مکتوب کنید. این کار باعث میشود فرد خودشیفته نتواند بعداً ادعاهای جدیدی مطرح کند یا توافقهای شفاهی را انکار نماید.
- برنامهریزی برای دور بعد: اگر به نتیجهی نهایی نرسیدید، از همان ابتدا پیشنهاد تعیین جلسهی دوم را بدهید تا طرف مقابل بداند زمان محدود است و ممکن است نوبت مجددی برای مذاکره وجود داشته باشد.
یک نکته کلیدی در آمادگی حرفهای این است که پیش از برچسب زدن غیرمنطقی به طرف مقابل، بررسی کنید که آیا او دچار محدودیتهای پنهان یا کمبود اطلاعات نیست؟ گاهی رفتارهای به ظاهر خودشیفته، ناشی از این است که فرد گزینههای جایگزینی دارد که ما از آنها بیاطلاعیم. همچنین، طراحی یک دکمه مکث ذهنی به شما کمک میکند تا فاصله احساسی خود را با فرد قلدر حفظ کنید و زره دفاعی مناسبی در برابر رفتارهای آزاردهنده او بر تن کنید.
با این سطح از آمادگی، شما برای مذاکره با افراد خودشیفته تسلط بیشتری خواهید داشت. تصور کنید در یک شرکت فناوری، قصد دارید زمانبندی پروژه را با مدیری که دارای این ویژگیهاست نهایی کنید؛ داشتن یک نقشه ذهنی از پیش تعیین شده، کلید موفقیت شماست. شما قبل از جلسه با دقت خواستههایتان را مشخص کرده و پاسخهای احتمالی به اعتراضات او را نوشتهاید. در جلسه اول اجازه میدهید مدیر ابتدا صحبت کند، با لحنی محترمانه اما کمی تحسینآمیز نظراتش را تأیید میکنید و سپس آرام تقاضای خود را مطرح میکنید. با تعیین محدودیت زمانی و یادداشت توافقات، در جلسهی بعدی نیز از بار مسئولیت خودشیفته بر پروژه کاسته میشود و هر دو طرف به نتیجه نسبی مطلوب دست مییابید.
استراتژیهای مؤثر در مذاکره
مذاکره موفق با افراد خودشیفته نیازمند بهکارگیری استراتژیهای خاص است که هم منطق را در نظر بگیرد و هم از واکنشهای احساسی جلوگیری کند. نکات زیر، برگرفته از توصیههای متخصصان مذاکره و روانشناسی هستند:
- تمرکز بر منافع مشترک: در فرآیند مذاکره با افراد خودشیفته، استراتژی برد-برد باید به شکلی هوشمندانه بازتعریف شود. شما باید پیشنهادها را بهگونهای ارائه دهید که فرد احساس کند پذیرش آن، جایگاه و پرستیژ او را ارتقاء میدهد.. برای مثال، نشان دهید که تحقق خواستهی شما چگونه تصویر او را در سازمان ارتقاء میدهد یا به شهرتش کمک میکند. اینگونه فرد خودشیفته احتمالاً انگیزه بیشتری برای پذیرش پیشنهاد خواهد داشت، چون احساس میکند منفعت شخصی دارد.
- گوش دادن فعال و تعریف صادقانه: احترام گذاشتن به سخنان فرد خودشیفته و نشان دادن گوش دادن فعال میتواند فضا را آرام کند. در مذاکره با افراد خودشیفته، بهجای درگیری مستقیم، طوری رفتار کنید که احساس کند به حرفهایش گوش میدهید و آنها را ارج مینهید. در عمل، میتوانید جملاتی مانند من تحت تأثیر عملکرد شما هستم یا دیدگاه شما در مورد این موضوع جالب است به کار ببرید. این تعاریف خالی از اغراق نباشد و تنها حقیقت مورد اشاره باشد تا بعدها به عاشقبمبی تبدیل نشود. چنین لحن حمایتی معمولاً طرف مقابل را آرام کرده و شما فرصت میدهد بدون تنش، نکات خود را بیان کنید.
- ارتباط منطقی و پرهیز از واکنشهای احساسی: همواره به حقایق و اعداد متکی باشید و از بحثهای احساسی و جنجال پرهیز کنید. افراد خودشیفته ممکن است با واکنشهای توهینآمیز یا تغییر موضوع تلاش کنند شما را عصبانی کنند. به یاد داشته باشید که خونسرد بودن مهم است. هر چه بیشتر عصبانی شوید، قدرت بیشتری به آنها دادهاید؛ زیرا هدف خودشیفتهها ایجاد واکنش در شماست. بنابراین سعی کنید در لحظات تنش، نفس عمیق بکشید، خونسرد بمانید و به منطق موضوع پایبند باشید. در گفتگو از زبان من و ما استفاده کنید و بیشتر بر واقعیتها و معیارها تاکید نمایید.
- کنترل هیجانات و مدیریت امتیازدهی: اگر چه افراد خودشیفته از احساسات شما برای تحت فشار گذاشتنتان استفاده میکنند، اما شما نباید هیجاناتتان را از دست بدهید. به پیشنهادهای آنها واکنش احساسی نشان ندهید و در قدمهای امتیازدهی احتیاط کنید. هر وقت لازم است امتیازی بدهید، مطمئن شوید چیزی با ارزش متقابل دریافت میکنید. از تاکتیک سکوت معنادار نیز بهره ببرید: گاهی هیچ جواب کلامی ندهید و فقط سکوت کنید تا فرد مقابل در موقعیت توضیح دادن قرار گیرد.
- تقویت عزت نفس شخصی: نشان دادن قدرت و اعتمادبهنفس از مهمترین ابزارهای شما در مقابل یک خودشیفته است. متخصصان توصیه میکنند موضع خود را با قاطعیت بیان کنید و از پایبندی به حقوق خود کوتاه نیایید. وقتی فرد خودشیفته ببیند که شما آمادهاید بدون باجدهی به او گفتگو را ترک کنید، به شما احترام بیشتری خواهد گذاشت. در نتیجه، عزت نفس خود را با تعیین اهداف شفاف، یادآوری ارزشهای فردی به خودتان و تمرکز روی نقاط قوت شخصیتیتان حفظ کنید.
برای نفوذ بیشتر، دو تکنیک پیشرفته را به کار بگیرید:
۱. ساندویچ بازخورد: هنگام ارائه انتقاد، ابتدا از یک نکته مثبت تعریف کنید، سپس انتقاد را بیان کرده و در نهایت با یک جمله حمایتی بحث را تمام کنید تا گارد دفاعی فرد باز نشود
۲. تمرکز بر تفکر به جای احساس: افراد خودشیفته در همدلی ضعیف هستند؛ بنابراین به جای اینکه از آنها بپرسید چه احساسی دارند، بپرسید چه فکری میکنند. آنها به تصویری که در ذهن دیگران دارند اهمیت میدهند، نه احساسات درونی.
نکته: افراد خودشیفته گاهی برای جلب توجه و کنترل گفتگو از ابزار عاشقبمبی استفاده میکنند؛ یعنی با تعریف و تمجیدهای اغراقشده تلاش میکنند شما را تحت تأثیر قرار دهند. اینگونه تعریفها ممکن است در ابتدا خوشایند به نظر برسد، اما معمولاً دوام زیادی ندارند و در انتهای گفتگو فرد خودشیفته ناگهان عصبانی شده و شما را سرزنش میکند. بنابراین هنگامی که تعریفهای بیمورد و چربزبانی از سوی مذاکرهکننده میشنوید، هوشیار باشید و بیشتر روی حقایق و خواستههای واقعی مذاکره متمرکز شوید.
نمونههای عملی و مطالعات موردی
برای درک بهتر کاربرد استراتژیهای فوق، در ادامه به دو مثال فرضی از محیط کار در ایران اشاره میکنیم:
- نمونه ۱ – مذاکره با مدیر خودشیفته در شرکت فناوری: مدیر یک شرکت نرمافزاری در تهران عادت داشت در جلسات تمام دستاوردها را به نام خود بنویسد و کارمندان را بهخاطر کوچکترین اشتباهات سرزنش کند. وقتی سرپرست پروژهای قصد داشت زمانبندی جدیدی برای یک پروژه ارائه دهد، با آمادگی وارد مذاکره شد. او ابتدا به صحبتهای مدیر گوش داد و با لحنی محترمانه از موفقیتهای گذشتهی مدیر تشکر کرد (استفاده از گوش دادن فعال و تعریف صادقانه). سپس پیشنهاد خود را طوری بیان کرد که نشان دهد تکمیل بهموقع پروژه چگونه وجههی مدیر را در شرکت ارتقاء میدهد (تمرکز بر منافع مشترک). در طول مذاکره او آرامش خود را حفظ کرد و به طرف مقابل فرصت داد تا نظراتش را مطرح کند. در نهایت، با ثبت مفاد توافق (مدل پیشنهادی و زمانبندی دقیق) و تأکید بر امتیازهای متقابل، توانست رضایت مدیر را برای یک جدول زمانی منصفانه جلب کند.
- نمونه ۲ – مذاکره با همکار خودشیفته در تیم فروش: خانم رضایی در یک شرکت بازرگانی متوجه شده بود همکارش آقای شریفی که فروشندهٔ موفقی است، در جلسات فروش به شکلی مدام صحبت میکند و دیگران را نادیده میگیرد تا خودنمایی کند. او برای مذاکره بر سر تقسیم وظایف تیمی آماده شد. در جلسه، خانم رضایی به نکتههای مطرحشده توسط آقای شریفی توجه کرد و بارها علاقهٔ خود را به تجربه و نتایج خوب او نشان داد (گوش دادن فعال و تحسین صادقانه). سپس بدون آنکه از نقطهنظر خود عقب بنشیند، با ارائهی دادههای فروش و نیازهای مشتریان، استدلالهای منطقی مطرح کرد. هنگامی که آقای شریفی انتقاد خفیفی درباره کار او مطرح کرد، خانم رضایی پاسخ نداد و صرفاً بر موضوع اصلی بحث متمرکز ماند (کنترل هیجان و اجتناب از مشاجره). با این روش، طرفین به توافق رسیدند که یک نقش جدید در تقسیم مشتریان تعریف شده و مسئولیتهای دقیقی تعیین شود.
این مثالها نشان میدهند که با بکارگیری تاکتیکهای گفتهشده (مثل تمجید منصفانه، تأکید بر نتایج مشترک، ثبت توافقات و حفظ آرامش) میتوان به نتایج ملموس دست یافت، حتی اگر طرف مذاکره نیاز به تحسین یا کنترل محوری رفتار داشته باشد. در همهٔ این نمونهها، مستندسازی صحبتها و توافقات موجب شد طرف مقابل نتواند بعداً ادعای جدیدی مطرح کند.
نکات تکمیلی و توصیههای کاربردی
در کنار استراتژیهای مذاکره، رعایت چند نکته اضافی نیز مفید است:
- تعیین مرزهای روشن: در محیط کار قواعد روشن (از نظر فیزیکی، روانی و عاطفی) مشخص کنید. خود را شایستهٔ رفتار محترمانه بدانید و اگر فرد خودشیفته به این مرزها تجاوز کرد، به روش مناسب واکنش نشان دهید (مثلاً ترک جلسه یا یادآوری محترمانه به رفتار غیرمنطقی).
- خودداری از جدال بیفایده: اگر احساس کردید فرد مقابل قصد ایجاد تنش یا جار و جنجال دارد، بیش از حد وارد بحث نشوید. پاسخهایتان را کوتاه و متمرکز نگه دارید و از جذابیتهای کلامی او استفاده نکنید. حتی اگر اتهامی متوجهتان شد، با آرامش آن را نادیده بگیرید و فقط به اصل موضوع بازگردید.
- ایستادگی و ثبات قدم: خودشیفتهها افراد ضعیف را ترجیح میدهند تا بتوانند آنها را تحت تأثیر قرار دهند. بنابراین شما قاطع و استوار بایستید. به حقوق و خواستههای خود پایبند باشید و نشان دهید که کوتاه نمیآیید. این پایداری معمولاً باعث میشود طرف مقابل مجبور به عقبنشینی یا منطقیتر شدن شود.
- ثبت مستندات و مراجعه به مافوق: اگر مشکلات جدیتر شد و فرد خودشیفته رفتار غیرحرفهای نشان داد، همه موارد را مستندسازی کنید و با مدیر بالاتر یا بخش منابع انسانی در میان بگذارید. هنگام گزارش موضوع، بر شرح عینی رفتارها تمرکز کنید و از نقد شخصیتی پرهیز کنید. وجود اسناد مکتوب از پیامها و توافقات گفتگوها میتواند به اثبات مشکلات و جلوگیری از بدفهمیها کمک کند.
- دوری از شایعات و غیبت: بهطور کلی در محیط کار از درگیر شدن در شایعات خودداری کنید، بهویژه وقتی با یک همکار خودشیفته سروکار دارید. زیرا او میتواند حتی حرفهای معمولی شما را علیهتان بهکار ببرد. به هر حال، رنجانی کردن افراد دیگر در پشتسر ممکن است در آینده علیه خودتان بازگردد.
- مراقب تمجیدها و محبتهای افراطی: همانطور که در بالا ذکر شد، ممکن است اغراق در ستایش شما به عنوان ابزاری برای جلب اعتمادتان مورد استفاده قرار گیرد. این توجه افراطی کوتاهمدت است. همواره با وقفه و احتیاط به این تعارفها پاسخ دهید و به هیچوجه روی آنها حساب بلندمدت باز نکنید.
- حفظ حریم شخصی: مسائل شخصی را در محیط کار مطرح نکنید، زیرا افراد خودشیفته از اطلاعات خصوصی برای تحت فشار گذاشتن و دستکاری شما سوءاستفاده میکنند. مراقب باشید شبکههای اجتماعیتان از شلوغی پر نشود و چیزهایی درباره زندگی خصوصیتان به افراد قابل سوءاستفاده ندهید.
- در صورت لزوم، گفتگو را ترک کنید: اگر پس از تمام تلاشها دیدید شرایط به حدی نامناسب شده که سلامت روان و کار شما در خطر است، ترک مذاکره یا محل کار را نیز در نظر بگیرید. سلامت و عزت نفس شما در اولویت است. سازمانها معمولاً پروتکلهای حمایتی دارند، از آنها کمک بگیرید تا خود را در معرض آسیب قرار ندهید.
پرسشهای پرتکرار
سوال: نشانههای کلیدی فرد خودشیفته چیست؟
پاسخ: افراد خودشیفته معمولاً غرور شدید و باور به برتری خود دارند، مدام نیاز به تحسین و توجه دیگران دارند و نسبت به دیگران بیهمدلی هستند. آنها اغلب دستاوردهای دیگران را از آن خود میدانند، در مقابل انتقاد بسیار حساساند و برای حفظ تصویر خود ممکن است دیگران را تحقیر کنند. اگر شخصی در گفتارش دائم از خود تعریف میکند، اشتباهاتش را گردن دیگران میاندازد و برای شنیدن تعریف تلاش میکند، ممکن است خودشیفته باشد.
سوال: چه نکاتی را در مذاکره با فرد خودشیفته باید رعایت کرد؟
پاسخ: ابتدا آرامش و اعتمادبهنفس خود را حفظ کنید. برای جلسات از قبل آماده باشید و درباره انتظاراتتان تصمیم بگیرید. در مکالمه تأکیدتان بر منافع مشترک باشد و سعی کنید با گوش دادن فعال به او احساس مهم بودن بدهید. در عین حال، منطقی و هدفگرا بمانید و از کشیده شدن بحث به جنبههای احساسی جلوگیری کنید. اگر لازم باشد صحبتهای جلسه را مستندسازی کنید تا بعداً مشکلی پیش نیاید.
سوال: چگونه در مقابل پرخاشگری یا تحقیر او خونسرد بمانم؟
پاسخ: یادتان باشد که رفتار تحریکآمیز او جنبه شخصی ندارد بلکه ناشی از احساس ضعف و نیاز او به کنترل است. تا حد ممکن واکنش تند نشان ندهید و لحظاتی که او سعی در تحریکتان دارد، با خونسردی جواب دهید. با خود تکرار کنید من میتوانم این شرایط را مدیریت کنم و بر موضوع اصلی مذاکره تمرکز کنید. اگر دیدید کلماتش بیحاصل است، سکوت کنید یا صحبت را کوتاه نگه دارید. به خاطر بسپارید هر چه کمتر عصبانی شوید، او کنترل کمتری بر شما دارد.
سوال: آیا باید تمام نظرات یک فرد خودشیفته را بپذیرم؟
پاسخ: خیر؛ افراد خودشیفته معمولا در تغییر دیدگاه مقاومت دارند و بهندرت اشتباهات خود را میپذیرند. تلاش نکنید آنها را بهزور قانع کنید یا بحث طولانی کنید، چون معمولاً نتیجهای نخواهد داشت. بهجای آن، بر واقعیتها و دادههای ملموس تمرکز کنید و اجازه ندهید حرفهای تحقیرآمیزشان اعتمادبهنفستان را زیر سؤال ببرد. خودتان را دستکم نگیرید و بدانید حق دارید دیدگاه متفاوتی داشته باشید.
سوال: آیا همیشه باید از مذاکره با فرد خودشیفته اجتناب کنیم؟
پاسخ: اگر موضوع حیاتی است، خیر. اما باید با ابزار مذاکره با افراد خودشیفته یعنی همان تکنیکهای کنترل هیجان و مستندسازی وارد عمل شوید. اگر آسیب روانی بیش از حد بود، میانجیگری شخص ثالث یا تغییر محیط توصیه میشود. اگر مذاکره اهمیت بالایی دارد (مانند توافقات کاری کلان)، میتوان با آمادگی لازم وارد مذاکره شد. اما اگر فرد خودشیفته کاملاً غیرمنطقی رفتار کند و گفتگو هر بار منجر به نتیجه منفی شود، باید روشهای دیگر را امتحان کرد. گاهی مشارکت یک سوم شخص بهعنوان میانجی مفید است یا حتی باید موضوع را با مقامات بالاتر یا منابع انسانی در میان گذاشت. در نهایت اگر کار در کنار چنین فردی باعث آسیب روحی و حرفهای شما میشود، ترک مذاکره یا تغییر محل کار نیز راهحلهایی هستند که نباید دستکم گرفته شوند.
سوال: آیا افراد خودشیفته قابل درمان هستند؟
پاسخ: درمان این افراد از طریق رواندرمانی (Therapy) امکانپذیر است، اما به دلیل نقاب اعتمادبهنفس کاذب، آنها به سختی مشکل خود را میپذیرند. فرآیند درمان شامل شناخت ریشههای کودکی، تمرین همدلی و پذیرش مسئولیت اعمال است.
جمعبندی نهایی
در نهایت، مذاکره با افراد خودشیفته مهارتی است که بیش از منطق، به هوش هیجانی و استقامت نیاز دارد. با بهکارگیری استراتژیهای این مقاله، شما میتوانید بدون فدا کردن عزتنفس خود، به اهداف کاریتان دست یابید و جلسات را به نفع سازمان هدایت کنید.. به یاد داشته باشید که در هر مذاکرهای، محدودیتهای خود را بشناسید و عزت نفستان را فدای جلب رضایت دیگران نکنید. حفظ ثبات قدم و تمرکز بر اهداف شخصی (توسعهی کسبوکار، پیشرفت حرفهای) کلید مدیریت موفق رفتار افراد خودشیفته است. به این ترتیب میتوانید از مهارتهای مذاکره برای همسو کردن اهداف خود با منافع طرف مقابل حتی در شرایط دشوار بهره ببرید، بدون آنکه جایگاه حرفهای و روانی خود را به خطر بیندازید.
https://irannegocenter.ir/